قرآن و حدیث در شعر شهریار به زبان زندگی درآمده اند + فیلم

شعر فارسی در بیش از هزار و صد سال حیات خود، تنها روایتگر عشق، طبیعت، رنج، شادی و تجربه های فردی انسان نبوده است؛ این شعر، در فراز و فرود تاریخ ایران، به یکی از مهم ترین عرصه های گفت وگوی فرهنگ ایرانی با «قرآن کریم»، «حدیث»، «معارف اسلامی» و «میراث معنوی» این سرزمین تبدیل شده است.

شعر فارسی در بیش از هزار و صد سال حیات خود، تنها روایتگر عشق، طبیعت، رنج، شادی و تجربه های فردی انسان نبوده است؛ این شعر، در فراز و فرود تاریخ ایران، به یکی از مهم ترین عرصه های گفت وگوی فرهنگ ایرانی با «قرآن کریم»، «حدیث»، «معارف اسلامی» و «میراث معنوی» این سرزمین تبدیل شده است. از «رودکی» و «فردوسی» تا «سنایی» و «عطار» و از «مولانا» و «سعدی» و «حافظ» تا شاعران روزگار معاصر، آیات و مفاهیم قرآنی و آموزه های دینی، گاه آشکار و گاه در لایه های پنهان زبان و اندیشه، در تار و پود شعر فارسی حضور داشته اند.

در میان شاعران معاصر، نام «استاد شهریار» جایگاهی متفاوت دارد؛ شاعری که در مرز میان سنت ادبی و انسان معاصر ایستاد و توانست بخشی از میراث هزار و صد ساله شعر فارسی را با زبان، عاطفه و مسائل انسان روزگار خود پیوند دهد. شهریار هم در شعر فارسی و هم در شعر آذری (تُرکی)، از قرآن، اهل بیت(ع)، مفاهیم عرفانی، اخلاقی و انسانی بهره گرفت و این عناصر را تنها به صورت نقل و تکرار آیات و روایات وارد شعر نکرد، بلکه آنها را در تجربه زیسته، عشق، رنج، تنهایی، مرگ، معنویت، وطن دوستی و دغدغه های اجتماعی خود بازآفرینی کرد.

27 شهریور، روز «پاسداشت شعر و ادب فارسی » و روز «بزرگداشت استاد شهریار »، بهانه ای است برای بازخوانی همین پیوند؛ پیوندی که اگر تنها در شمارش تلمیحات و ارجاعات قرآنی خلاصه شود، بخش مهمی از حقیقت شعر «شهریار» و به طور کلی نسبت ادبیات فارسی با فرهنگ اسلامی نادیده گرفته خواهد شد. مسئله اساسی تر آن است که قرآن و حدیث چگونه به حافظه فرهنگی، نظام مفاهیم و شیوه اندیشیدن شاعران فارسی زبان راه یافته اند و چگونه در زبان و هنر آنان به تجربه ای تازه تبدیل شده اند.

در بخش نخست گفت وگوی ایکنا با صفی الله ملکی؛ استاد دانشگاه و جامعه شناس، اکبر ستاری؛ شاعر و نویسنده و نرگس شیدایی؛ مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه ادبیات، همین مسئله محور گفت وگو قرار گرفته است؛ از جایگاه قرآن و حدیث در شعر شهریار و پیوند عشق زمینی با عشق آسمانی تا نسبت شعر با عرفان، اسفار اربعه، هویت فرهنگی و ضرورت بازشناسی میراث ادبی و دینی برای نسل امروز.

این گفت وگو تلاشی است برای آنکه « شهریار » نه فقط به عنوان صاحب چند شعر مشهور، بلکه به مثابه شاعری که میان میراث ادبی گذشته، فرهنگ دینی و تجربه انسان معاصر پل زده است، دوباره خوانده شود.

در ادامه بخش اول این میزگرد تحلیلی، تبیینی و تفسیری با رویکرد علمی از خاطرتان می گذرد.

var player = videojs('player_389923_4403190',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/4403190',{},function (data) {}); })); کد ویدیو دانلود کیفیت اصلی (function() { const embedHtml = ' ' + ' ' + ' ' + ' '; const videoTextAreaId = "videoTextArea_4403190"; const videoCodeBtnId = "videoCodeBtn_4403190"; const videoCodeBtn = document.getElementById(videoCodeBtnId); videoCodeBtn.addEventListener('click', function() { if (document.getElementById(videoTextAreaId).innerText.trim() === "") { document.getElementById(videoTextAreaId).innerText = embedHtml; } }); })();

ایکنا - جناب ملکی، برای آغاز این گفت وگو با ارجاع به این مسئله که بهانه این میزگرد، بیست وهفتم شهریورماه؛ گرامیداشت نام «استاد شهریار» و روز پاسداشت زبان و ادب فارسی است؛ بحث را از نگاهی کلی درباره خود استاد شهریار؛ ساحت، جایگاه و مقام او در شعر معاصر فارسی آغاز کنیم. بعد از این نگرش کلی به سراغ کارکردهای دینی که در اشعار «شهریار شیرین سخن» کشورمان وجود دارد وارد خواهیم شد.

صفی الله ملکی: ابتدا و پیش از سخن گفتن از استاد زنده نام شهریار، از خبرگزاری بین المللی قرآن که این زمینه را فراهم کردند و پیوند و همبستگی اشعار استاد شهریار با حدیث و قرآن را مورد توجه قرار دادند، تشکر می کنم. همچنین از «بنیاد فرهنگی استاد شهریار» تقدیر و تشکر می کنم.

برای پاسخ به پرسش ما اجازه می خواهم بحث را اینگونه آغاز کنم که هر هنری، اعم از اینکه ادبیات، شعر، نقاشی یا مجسمه سازی باشد، باید زمینه نزدیکی انسان به خدای متعال را فراهم کند. هرچقدر هنر ما را به خدا نزدیک کند، آن هنر؛ هنر متعالی، پویا، مطلوب و خوب است.

فکر می کنم همه شاعران ایرانی را اگر در طول تاریخ در نظر بگیریم، از «سعدی»؛ «حافظ»؛ «فردوسی»؛ «رودکی» و دیگران، به نوعی در همین مسیر، یعنی نزدیک کردن انسان به خداوند متعال، حرکت کرده اند؛ ولی در این میان حُسن بزرگی «استاد شهریار» داشتند و آن این بود که «عشق زمینی» را به «عشق آسمانی» پیوند داد.

دروغ نیست اگر بگوییم شاید یکی از علت های بروز رنسانس در قرن شانزدهم میلادی در اروپا این بود که شعرا بخش عمده ای از اشعار خودشان را از آن حالت عرفانی و آسمانی بیرون آوردند و زمینی کردند. ما در اشعار «استاد شهریار»، هم شاهد نگاه عاطفی او به خانم «ثریا ابراهیمی» (پری) در اشعارش هستیم؛ هم از سوی دیگر می بینیم که این عشق را «استاد شهریار» از زمین به آسمان می برد و به آن سیر «مِنَ الخَلْقِ إِلَی الْحَق» می دهد و این سیر عرفانی از عشق زمینی به عشق آسمانی را به وجود آورد.

تمام موجودات، تمام نباتات و گیاهان، جلوه ای از وجود خداوند متعال هستند. اینکه ما بتوانیم با نگاه مان، با شنیدن و دیدن اشعار یا نقاشی ها و یا آنچه می بینیم، به جلوه ذات حق الهی پِی ببریم و معرفت پیدا کنیم، به نظرم عنصری بسیار مهم و ضروری برای هر انس معرفت جویی است.

بعضی مواقع انسان فکر می کند چرا باید به «کعبه» برویم و چرا باید این جلوه وجود خداوند را در ظاهر ببینیم. معتقدم پاسخ آن است که این جلوه، پله ورود به «عرفان»، پله ورود به شناخت خداوند و پله «معرفت» است. از همین روی می توان مدعی بود که تمام اشعار «استاد شهریار» به نوعی پیوند زمین با آسمان است.

اینکه صرف رسیدن به «عرفان» باید از زمین شروع شود، نکته مهمی است. نمی توانیم بدون توجه به جلوه وجود خداوند که در ظاهر قضیه هست، یک باره وارد عرفان شویم؛ زیرا شاید این امر جنبه خرافی پیدا کند. از این جهت، «ملک الشعرا» معتقد است که «استاد شهریار» افتخار شرق و افتخار مشرق زمین بودند.

به عنوان یک معلم و استاد دانشگاه که 30 سال در حوزه جامعه شناسی کار کرده ام و البته در «کنگره بین المللی شعر و ادب و جامعه شناسی استاد شهریار»، مقاله ای پژوهشی نیز ارائه دادم در آن مقاله به شکل مبسوط در حوزه کارکرد دینی «استاد شهریار»، درباره اشعار او که کارکرد سیاسی، کارکرد احساسی، کارکردی مبتنی بر روحیه جوانان و مباحث دیگر، گفته و نوشته و تحقیق کرده ام.

اما با توجه به همان مقاله می خواهم این جمله زنده نام «ملک الشعرا بهار» را تکمیل کنم و آن اینکه «استاد شهریار یک نابغه و شاعر ایرانی، یک فیلسوف و شاعر جهان تشیع و جهان اسلام بود؛ شعر و هنر او مختص به ایران و شرق نبود؛ چون اشعار «استاد شهریار» جلوه ای از وجود خداوند بود که برگرفته از احادیث و آن زمینه مذهبی ای بود که در خانواده «استاد شهریار» وجود داشت و به قطع آن شیوه، عقبه و سبک زندگی خانواده او در بینش، نگرش، گویش و روشِ زیست و جهان شاعرانگی «استاد شهریار» تأثیرگذار بود.

با جسارت و با شجاعت می گویم که یکی از علت های جاودانگی و ماندگاری «استاد شهریار»، همین انس با اعتقادات، احادیث و قرآن بود و به ویژه در در حوزه ارادت به ائمه اطهار(ع)، نگاهی که «استاد شهریار» به حضرت علی(ع)و حضرت امام حسین(ع) داشتند. آن غزلِ ناب  «علی، ای همای رحمت» و توصیفی که از امام حسین(ع)، حضرت زهرا(س)، ائمه(ع) و قرآن داشته اند، شاهد زنده مدعای من است.

با این اشاره ها، مثال ها و ارجاع ها می خواهم تأکید کنم که یکی از کارکردهای مهم و یکی از علت های ماندگاری نام و هنر شاعری «استاد شهریار»، همان انس با قرآن و احادیث بوده است که در دل های مردم نفوذ کرده و ماندگاری «استاد شهریار» را از ماندگاری معمولی به شبکه ای پایدار و جاودانه تبدیل کرده است.

نکته دیگری که به آن اشاره می کنم مبتنی بر این مسئله است که اشعار «استاد شهریار» برگرفته و وام دار نگاه «ایدئالیستی» نبود؛ «استاد شهریار» نهایت «رئالیسم» بود، واقع گرا و «پراگماتیسم» بود، یعنی عمل گرا بود. خودش در خانواده ای مذهبی رشد کرد و در خانواده مرفه آن چنانی نبالید و پرورده نشد، اما با همه این فراز و فرودها طعم زندگی را چشیده بود.

با این نکته که دوران «استاد شهریار»، از سال 1285 تا 1367، دورانی پرتنش و پرچالش بود؛ مشروطه، اشغال ایران -به خصوص تبریز-، دیکتاتوری، اعدام ها و سختی هایی که وجود داشت، اما آن عِرقِ دینی و مذهبی ایشان همچنان برقرار بود.

ناملایماتی که در آن زمان وجود داشت، تأثیری در اعتقادات «استاد شهریار» نداشت. خود ما اگر یک سری ناملایمات در زندگی مان به وجود بیاید، شاید از رو به خدا کنیم و بگوییم: «خدایا، چرا این اتفاق افتاد؟»؛ ولی می بینیم که «استاد شهریار» در این تلاطم، در این چالش ها، تنش ها و در سیر تحولات اجتماعی دوران خودش، آن اعتقادات دینی و مذهبی را همچنان پایدار و برقرار نگه داشت و کوچک ترین تأثیری در زندگی او ایجاد نکرد.

البته در همان مقاله ای که به آن اشاره کردم، در بررسی اشعار «استاد شهریار» به این نکته اشاره داشتم که در دوران مشروطه و در دوران جنگ جهانی که انگلیس و روسیه وارد ایران شدند، «استاد شهریار» از دولت انتقادهایی داشته است؛ ولی انتقادهایش به حق و به جا بود که چرا برای کمک به مردم اقدام نمی کنید؟ و چرا در صحنه نیستید؟، اما این مسائل نسبت به زندگی و اعتقادات او تأثیری نداشت. خود زنده نام «پروین اعتصامی» نیز همین ویژگی ها را داشت. او نیز ناملایمات زیادی را در زندگی کوتاهش از سَر گذراند، ولی اعتقادات مذهبی اش بسیار قوی بود.

به سبب همین مسائل و بیان بسیاری از ناگفته هاست که همواره تأکید دارم «استاد شهریار» باید بیشتر شناخته شود، بیشتر درباره او کار شود و اشعارش بیشتر تبیین و تفسیر شود؛ زیرا به نوعی جوان های امروز ما با مسائل فرهنگ و تمدن بیگانه هستند و این مسئله به نظرم مقداری چالش ایجاد کرده است.

اگر این روند ادامه پیدا کند، ما تزلزل فرهنگی و خودبیگانگی فرهنگی خواهیم داشت و جوانان به این نتیجه می رسند که سردرگم هستیم و نمی دانیم در کجای تاریخ قرار داریم. چه کسی باید این مسائل را تبیین کند؟ من فکر می کنم خبرگزاری بین المللی قرآن کار بسیار خوبی انجام داده است و امیدواریم این روند استمرار پیدا کند و از صاحب نظران، دانشمندان، ادبا و شعرا دعوت شود تا مسائل برای جامعه امروزی بیشتر تبیین و تشریح شود.

var player = videojs('player_438828_4403191',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/4403191',{},function (data) {}); })); کد ویدیو دانلود کیفیت اصلی (function() { const embedHtml = ' ' + ' ' + ' ' + ' '; const videoTextAreaId = "videoTextArea_4403191"; const videoCodeBtnId = "videoCodeBtn_4403191"; const videoCodeBtn = document.getElementById(videoCodeBtnId); videoCodeBtn.addEventListener('click', function() { if (document.getElementById(videoTextAreaId).innerText.trim() === "") { document.getElementById(videoTextAreaId).innerText = embedHtml; } }); })();

ایکنا - جناب ستاری، پرسش بعدی را با شما مطرح می کنم. آقای ملکی توضیحاتی مبسوط و دقیق درباره خود «استاد شهریار»، زمانه زیست و جهان شاعرانه او ارائه دادند. با شما درباره تأثیر مستقیم مباحث دینی و جایگاه معارف کلام الله مجید در شخصیت و سپس اشعار استاد شهریار» به گفت وگو بنشینیم. از آن آغاز کسب معرفت الهی و عرفان اسلامی در دیدگاه و جهان بینی «استاد شهریار» که از «عشق زمینی» زمینی آغاز شد و به «عشق الهی» منتج شد و دست یافت، گوئی به نوعی دیگر باز طی کردن همان مسیر عارف از «طلب» و «استغفارم گرفته تا رسیدن به «فنا فی الله» را در چرخه زندگی شاعرانه و عارفانه «استاد شهریار» می توان دید، درست مانند خیل وسیع شاعران و ادبا و عرفای بزرگ ایران طی قافله 1100 ساله شعر و عرفان فارسی و جهانی شدن این مکتب نگرشی و عرفان اسلامی بینشی با زبان شاعران و عالم گیر شدن دامنه ادبیات ایران و فتح قله های ادبیت ادبیات جهان! از این منظر و نگاه، دیدگاه شما را مطالبه می کنم.

اکبر ستاری: صحبت های جناب ملکی بسیار متین بود و استفاده کردیم. در این مسئله تردیدی وجود دارد که حضرت «استاد شهریار» علاقه ویژه ای نسبت به قرآن و اهل بیت(ع) دارند. البته همه شعرا و عرفای تاریخ شعر و ادب فارسی، اگر به معنای ارتباط با قرآن در نظر بگیریم، این اعتقادات را در ذات و وجود شاعرانه وعارفانه خود دارا هستند، منتها در «استاد شهریار» بسامد این ارتباط عمیق با قرآن کریم کاملاً مشهود است.

برای اثبات این مدعا تنها کافی است به جای جای فرمایشات و سروده های «استاد شهریار» دقت کنید که به عنوان نمونه می فرمایند:

علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را

که به ما فکندی همه سایه هما را

این شعر، مجموعه اعتقادات درونی شاعر را بیان می کند.

یا در جای دیگری دارد:

علی آن شیر خدا، شاه عرب

الفَتی داشته با دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است

دل شب محرم سِر الله است

و الی ماشاءالله.

فرمایشات خود «استاد شهریار» در اشعار ترکی و اشعار فارسی نیز همین موضوع را نشان می دهد. یک جا اشاره می فرماید که شاعر بایستی به الهیات متصل شود تا شعرش باقی بماند.

جایی که در شعری زیبا به زبان آذری سرود:

اَبدیتلَه یاناشدیم دُوغولا حافظه تای،

شیرازین، شاهچراغین، تبریزه اِهدا اِئله دیم

«استاد شهریار» در این سروده اشاره به این دارد که من نه تنها به «حافظ» ارادت ویژه ای داشتم، بلکه همان روش حافظ را در پیش گرفتم تا شعر ابدیت داشته باشد و با الهیات همنشین شود تا بماند.

جناب دکتر ملکی در بخش دیگری از سخنان خود به آن «اسفار چهارگانه ملاصدرا» اشاره داشتند که سفر «من الخلق الی الحق» در شهریار نیز وجود دارد. این چهار سفر را «استاد شهریار» در اشعارش نمایان کرده است؛ چه در جایی که از زبان یک کوه صحبت می کند و به منظومه بلند آذری «حیدربابا» اشاراتی دارد، چه در جای دیگری که از زبان یک عارف و یک عاشق سخن می گوید و باز اتصال به قرآن دارد.

یا آن نامه ای که به «انیشتین» می نویسد؛ یعنی آن عرفان شرق را می خواهد به این مسئله متصل کند که «انیشتین، تو که این اختراع را داشتی و اتم را کشف کردی، یک گوشه ای هم به معنویت نگاه و توجهی داشته باش؛ مبادا فردا از همین دست پخت تو افرادی کشته شوند»، که بعدها شاهد آن هستیم.

من به این نکته نیز اشاره و تأکید می کنم که قرآن، حدیث و اهل بیت(ع) از شعر ناب فارسی جدا نیستند. این تحلیل خودم بود و حتی در ایام تدریس دانشگاه نیز این صحبت را با دانشجویان فراوان داشتیم.

دقت داشته باشید که در قرآن کریم، خداوند متعال یک سوره به نام «شعراء» نازل کرده است و در انتهای همین سوره، مشخصات شاعر را بیان کرده است. البته آیات، بسیار صریح هستند:

«وَالشُّعَرَاءُ یَتَّبعُهُمُ الْغَاوُونَ* أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ *  وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ * إِلَّا الَّذینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَکَرُوا اللَّهَ کَثِیرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْد مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ» (آیات 224 تا 227 سوره مبارکه شعراء»؛ یعنی خداوند در ادامه، میان شاعرانی که در وادی های گوناگون سرگردان اند و کسانی که ایمان آورده، عمل صالح انجام داده، خدا را بسیار یاد کرده و پس از ستم دیدن از خود دفاع کرده اند، تفاوت قائل می شود.

همچنین در «سوره یس» خداوند متعال درباره پیامبر اکرم(ص) می فرماید:

«وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا یَنْبَغِی لَهُ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا ذکْرٌ وَقُرْآنٌ مُبینٌ.» (آیه 69 سوره مبارکه یس)

این آیات، جایگاه شعر و نسبت آن با حقیقت و هدایت را قابل تأمل می کند.

بحث دیگری آن است که «شعر در قرآن» یا «قرآن در شعر» چگونه دیده می شود. تدبر و تفکر در این موضوع بسیار مهم است. خداوند متعال در «سوره یس» اشاره می فرماید که نسبت به پیامبر خودش، «وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ»؛ یعنی به او شعر نیاموختیم. این نشان می دهد که نه قرآن شعر است و پیامبر(ص) نیز شاعر نیست؛ اما این مسئله به معنای نفی ارزش شعر و نبوغ شعری نیست.

اگر قرار باشد شعر با امور وحیانی و معنوی پیوند داشته باشد، باید توجه کنیم که شعر و نبوغ شعری می تواند در ذات بعضی از بندگان خدا قرار داده شود و این استعداد، با گذر زمان، مطالعه، دانش، تجربه و کشفیات فکری رشد پیدا کند.

تنها هنری که به این معنا تکرارناپذیر است و آموزش آن بسیار دشوار است، شعر است. شما دقت کنید؛ فرش باف را اگر یک یا دو سال در کنار خود داشته باشید، می تواند همان فرش را ببافد. در بسیاری از هنرهای دیگر نیز چنین است؛ اما غیرممکن است شعری را از «سعدی»، «حافظ»، «فردوسی»، «نظامی»، «نسیمی» یا «شهریار» بگیرید و دوباره نعل به نعل همان شعر دوباره تولید شود.

این مسئله باز می تواند ما را به همان نکته ای که در قرآن کریم آمده است، توجه دهد؛ خداوند در هر لحظه در شأنی است و آفرینش او تکراری نیست. شعر نیز هنگامی که از نبوغ حقیقی سرچشمه بگیرد، همین ویژگی را دارد.

شاعر ممکن است نشسته باشد و به صورت بداهه شعری بنویسد؛ این استعداد را خداوند در نهاد او قرار داده است و این استعداد شعری به مرور زمان، با مطالعه، معلومات، دانش، تجربه و تمام عوامل دیگر رشد پیدا می کند.

در مورد «استاد شهریار» نیز همین اتفاق افتاده است. حاصل این استعداد، مطالعه، تجربه و پیوند با فرهنگ و معنویت، در مقطعی از زمان به خلق شعری مانند «حیدربابایه سلام» منجر شده است؛ شعری که به زبان های مختلف ترجمه شده و شهرتی گسترده پیدا کرده است.

var player = videojs('player_928756_4403193',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/4403193',{},function (data) {}); })); کد ویدیو دانلود کیفیت اصلی (function() { const embedHtml = ' ' + ' ' + ' ' + ' '; const videoTextAreaId = "videoTextArea_4403193"; const videoCodeBtnId = "videoCodeBtn_4403193"; const videoCodeBtn = document.getElementById(videoCodeBtnId); videoCodeBtn.addEventListener('click', function() { if (document.getElementById(videoTextAreaId).innerText.trim() === "") { document.getElementById(videoTextAreaId).innerText = embedHtml; } }); })();

ایکنا- سرکار خانم شیدایی، بعد از این دو روایت، به پاس همدلی و احترام به نام استاد بزرگ، «استاد شهریار»، شما را با روایت قرآن و حدیث در حوزه جایگاه شعر و ادب فارسی همراه می کنم؛ نه الزاماً فقط شعر «استاد شهریار». گوشه نگاهی نیز به همان روز پاسداشت زبان و ادب فارسی داشته باشیم. در گفت وگویی که پیشتر با شما داشتم، واژه جالبی را درباره ساحت قرآن، روایات دینی و احادیث، به عنوان «میراث معنوی» در بطن و اندرون شاعر، مطرح کردید و از تأثیری گفتید که می تواند بر اندیشه شاعران و نویسندگان داشته باشد. با این نگاه، طلیعه کلام شما را مطالبه می کنم.

نرگس شیدایی: اشاره به غایت درستی است. موضوعی که امروز درباره آن سخن می گوییم، در ظاهر درباره تأثیر قرآن و حدیث بر ادبیات فارسی است؛ اما اگر کمی عمیق تر نگاه کنیم، یکی از مهم ترین جریان های شکل دهنده به هویت فرهنگی و ادبی ایران زمین، ادبیات فارسی پس از اسلام است.

این ادبیات نه با قرآن بیگانه شد و نه هویت پیشین خودش را فراموش کرد؛ بلکه وارد گفت وگویی تاریخی و خلاقانه با فرهنگ اسلامی شد. این نکته بسیار مهمی است. یعنی ادبیات فارسی وارد یک گفت وگوی خلاقانه با قرآن و حدیث شد.

اگر این گونه به موضوع نگاه کنیم، مسئله بسیار زیبا و قابل تأمل می شود؛ یعنی قرآن و حدیث فقط مجموعه ای از آیات، روایات و مضامین نیستند که در شعر و آثار شاعران و نویسندگان قرار گرفته باشند؛ بلکه بخشی از حافظه فرهنگی، زبان نمادین، نظام مفاهیم و حتی شیوه ای از اندیشیدن ادبی شده اند.

این آیات و احادیث در اندیشه انسان ها نفوذ کرده اند. بنابراین تنها نباید درباره استفاده مستقیم از آیات و احادیث فکر کنیم؛ بلکه تأثیر بسیار عمیق تر است. مفاهیم قرآنی وارد لایه های ذهنی شاعران و نویسندگان شده اند و آنها نیز با زبان تاریخی و انسانی خودشان این مفاهیم را بازآفرینی کرده اند.

اگر به بزرگانی مثل «فردوسی»، «سنایی»، «عطار»، «حافظ»، «مولانا» و «سعدی» نگاه کنیم، می بینیم که چگونه این مفاهیم در لایه های مختلف شعر و اندیشه آنها نمود پیدا کرده است؛ گاهی به صورت مستقیم و گاهی به گونه ای که اگر ما آن پیشینه فرهنگی را ندانیم، بسیاری از ابیات آنها برای انسان امروز غیرقابل فهم می شود. این میزان تأثیر و نفوذ در شعر و ادب فارسی بسیار مهم است.

در اینجا می خواهم گریزی به «استاد شهریار» بزنم. مطابق صحبت های آقایان ملکی و ستاری در این میزگرد تحلیلی و تبیینی، «استاد شهریار» نیز یکی از نمونه های بسیار درخشان در این زمینه است.

برای بررسی این پیوند، یعنی پیوند مفاهیم دینی با ادبیات فارسی، باید پرسید «استاد شهریار» از چه نظر اهمیت دارد؟ «استاد شهریار» در مرز میان سنت و انسان امروز ایستاده است؛ انسان معاصر.

درست مانند زنده نام «بانو پروین اعتصامی»، او از یک سو میراث عظیم شعر کلاسیک را بسیار خوب می شناسد و از سوی دیگر زبان و عاطفه انسان امروز را وارد شعر خود کرده است. به دلیل اینکه «استاد شهریار» در همان دوران زیست می کرد که ما به تدریج وارد مدرنیته می شدیم، به تقریب نمود این مسئله را در اوج شکوفایی شعر «استاد شهریار» می بینیم.

بنابراین، وقتی ما درباره تأثیر «قرآن» و «حدیث» در شعر «استاد شهریار» صحبت می کنیم، با یک تقلید ساده مواجه نیستیم؛ بلکه با بازآفرینی آن میراث معنوی در شعر، زبان و اندیشه مواجه هستیم. این تأثیر می تواند به شکل «تلمیح»، «اشاره»، «ساختار»، «تصویر»، «نماد» و گاهی نیز در «نگاه اخلاقی و انسانی» شاعر نمود پیدا کند.

به دلیل اینکه به نظریه «هنر برای هنر» خیلی اعتقاد نداریم و تاریخ ما و ادبیات ما نیز این مسئله را نشان می دهد، بیشتر معتقدیم که هنر باید در خدمت اخلاق و زندگی انسان باشد. بنابراین، نکته مهم این است که «شهریار» توانسته آن مفاهیم دینی را از سطح اطلاعات به سطح تجربه تبدیل کند. این مسئله بسیار جالب است و درست مطابق سخنان استادان بزرگواری است که در این نشست به بخش هایی از آن اشارت رفت؛ یعنی «استاد شهریار» این مفاهیم را وارد زندگی کرده است.

او این مفاهیم را با عشق، رنج، تنهایی، مرگ، معنویت و تجربه زیستی انسان پیوند داده است. به همین دلیل، برای شناخت «استاد شهریار»، شاید بیشتر از اینکه به این مسئله اشاره کنیم که او از چه آیه و حدیثی استفاده کرده است، پرسش مهم تر باید این باشد که «استاد شهریار» با آیه و حدیث چه کرده و با این مفاهیم چه کرده است.

پایان بخش نخست.

انتهای پیام

نظرات

captcha